در شهرعشق قدم می زدم گذرم افتاد به گورستان عاشقان خيلي شگفت زده شدم
تا چشم کار مي کرد گور بود پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب شکسته وجود داره؟
یهو متوجه قلبي شدم که تازه خاک شده بود
جلورفتم برگهاي روي گور رو کنار زدم که براش دعا کنم
واي چي مي ديدم باورم نميشه اون قلب همون کسيه که چند سال پيش دل منو شکسته بود
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 10:36  توسط پيمان كلانتري
|
